| سید مهدی سیدی |

 شاید باورتان نشود یا حتی شنیدن این سخن از زبان همچون من، قدری عجیب و غیرمعمول باشد! در میان همه تجربه‌های دنیا، فقط چند تجربه است که حاضر بودم همه موقعیت فعلی‌ام را بدهم و همان یک را تجربه کنم و آن تجربه «مادری» است.

آیا رخدادی از این شگفت‌تر؟ تجربه‌ای از این انحصاری‌تر؟ فعلی از این عظیم‌تر که فرزندی از دل یک مادر زاییده شود؟ کدام تجربه انسانی توان رقابت با این اتفاق را داراست؟ حتی یک نمونه نیز نمی‌توان مثال آورد که به مرزهای این تجربه، نزدیک شود.

چه حال دگرگونی دارد عالم وقتی‌که مادری، نطفه‌ای را دل می‌پروراند، نه ماه، لحظه‌به‌لحظه او را رشد می‌دهد، حافظش می‌شود، رازقش می‌شود، از شیره جانش به او می‌خوراند، هفته‌ها با او پیر شود و حتی نمی‌داند او یک پسر است یا دختر، حتی یکی است یا دو تا، سالم است یا ناقص، زشت است یا زیبا؟ و چه ماجرای عجیبی است که خودت را برای کسی بمیرانی که نمی‌دانی کیست و یا که خواهد شد؟

و ما مردها از این تجربه بی‌نصیب و محرومیم؛ هیچکس تأکید می‌کنم هیچکس نمی‌تواند از این تجربه، حتی ذره‌ای درک و حس داشته باشد الا مادری که خود این را از درون تجربه کرده است. چه تجربه عظیمی است «بارداری» که حتی عظیم‌تر از گردش کهکشان‌ها و فوران آتشفشان‌ها و صاعقه آسمان‌هاست؛ پس می‌ارزد نه بهشت که همه عالم زیر پای مادر باشد.

نسل انسان در دام منفعت‌هایش اسیر است. او سودها و لذت‌هایش را می‌پرستد؛ اما فرزندآوری دقیقا نقطه مقابل این ماجراست؛ فیزیک بدن به‌هم می‌ریزد، روح متلاطم می‌شود، جسم می‌آشوبد، مادر از آرزوهایش عقب می‌ماند، یک شب خواب آرام بر او حرام می‌شود؛ چون خودش به اولویت دوم تبدیل می‌شود؛ پس هر زنی که فرزندآوری کند حتی اگر هیچ معرفتی نسبت به منطق این ماجرا نداشته باشد همینکه اینچنین بر منفعت‌ها و سودهای مادی خود پا می‌گذارد، بزرگ و عزیز می‌شود، پادشاه می‌شود، دردانه خدا می‌شود. برای همین مادر از همه‌کس به خدا و هدف خلقت نزدیک‌تر می‌شود؛ دعایش مستجاب، نفرینش گیرا، مظلومیتش ویرانگر و تنهایی‌اش سوزناک‌تر می‌شود. پس احترامش سه برابر بیشتر از پدر واجب و حتی یک اُف بر او ممنوع می‌شود.

پس خوش به حال همه مادران که صاحب این تجربه‌اند. سایه‌شان مستدام!

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید