| راضیه ابراهیمی |

پرده اول: کار تشکیلاتی بودار!
پیشنهادی که مطرح شد آن قدر مطابق علایق و سلیقه هایم بود که علیرغم همه دلایلی که برای رَد کردنش در آن موقع داشتم، قلباً و نهایتا هم عملاً نتوانستم آن را نپذیرم.
پیشنهادی مبنی بر ارائه تجربیات تشکیلاتی و فرهنگی در دوران دانشجویی و البته در دوران کارمندی ام در دانشگاه (که تا حدود پنج سال پیش یعنی تا قبل از تولد پسرم و انصرافم از کارم به خاطر مادر شدنم، ادامه داشت).
واین گونه شد که تدریس دو جلسه تحت عنوان «تشکیلات انسان ساز» در کارگاه آموزشی یک هفته ای ویژه ی دانشجویان فعال فرهنگی دانشگاه های کرمان، را عهده دار شدم.
بنابر شرایطم با پسر پنج ساله ام راهی کلاس شدم و البته این همراهی پسرم را هم در راستای مطالب مورد بحثم می دیدم.
با اینکه جلسه ی اول را پسرم تماما به برف بازی در محوطه مشغول بود و حسابی کیف کرده بود، اما با حضورش در جلسه ی دوم، بعد از کمی نقاشی و رنگ آمیزی و البته سوال کردن های غیر قابل حذفش، حسابی تشکیلاتمان را بودار کرد، و با خوردن کتلت های عصرانه اش که از منزل برایش اورده بودم، فضای کلاس را سرشار از بوی زندگی و سرزندگی کرد …
حالا عملا برخی بحث هایم برای دانشجویان ملموس ترشده بود …
چرا که علاوه بر نکته های کاربردی تشکیلاتی و هشدار های تشکیلاتی و نیّت عالی داشتن در فعالیت های تشکیلاتی دانشجویی، جان کلامم خطاب به دانشجویان فعال فرهنگی این بود که مهمترین محصول فعالیتهای تشکیلاتی این است که به رشد ابعاد وجودی خودتان کمک می کند، رشدی که منجر به زندگی بهتر و ایفای نقش بهتر نقش های اصلی زندگی تان مثل نقش های همسرانه و مادرانه می شود. به بیان های مختلف می گفتم که اشتباه محض است که محصول و نتیجه ی فعالیت های تشکیلاتی دوران دانشجویی تان را فقط در جایگاه های اجتماعی بیرون از خانه و کارهای رسمی و اداری و … جستجو کنید.
خلاصه پسرم آخرین کتلتش را که خورد گفتم گهگاهی کار تشکیلاتی بودار خوب است اما امان از کارهای رسمی بودار، امان از کارهای اداری بودار… آنها حتی بوی کتلت هم ندهند، باز هم اصل قضیه بودار است، آخر چطور می شود مادری همزمان تمام فکر و دل و ذهنش مشغول کارش باشد و فرزند کوچکش هم درهر جایی باشد غیر از کنار خودش. به هر حال یا از این کم می گذارد یا از آن. البته نه صرفا کم گذاشتن کمّی، بلکه کم گذاشتن کیفی، و البته نه کیفی در مقایسه با دیگری، بلکه در این سنجش کیفی، معیار فقط توان حداکثری خودش بوده و لاغیر. باید به جایگاه مادری دل داد با تمام وجود، تا روز به روز علیرغم سختی های شیرینش باز هم شیرین و شیرین تر و شکوفاتر شود این جایگاه بی نظیر.

احسان علیخانی حرف هایی زد که نه تنها مطرح کردنشان لزومی نداشت، بلکه با مطرح کردنشان هم به جایگاه ارزشمند مادری لطمه زد

پرده دوم: (گریزی به قسمت ۲۱ برنامه عصر جدید)
تمام لذتی را که آن شب از اجرای هنرمندانه خانم جیرفتی (اجرای دراماتیک یکی از داستان های واقعی کتاب آن بیست و سه نفر) در برنامه ی عصر جدید برده بودم به یکباره با حرف های غیر قابل انتظار مجری برنامه، از دست دادم.
بعداز اینکه خانم جیرفتی ازبین تمام آقایان به عنوان فینالیست انتخاب شد، احسان علیخانی حرف هایی زد که نه تنها مطرح کردنشان لزومی نداشت، بلکه با مطرح کردنشان هم به جایگاه ارزشمند مادری لطمه زد و صد البته هم به جایگاه خودش به عنوان یک مجری با سابقه ای که مخاطبش انتظار شنیدن حرف های سطحی و دَمِ دستی نادرست را از او ندارد‌!
احسان علیخانی با ابراز این نکته ی فاقد اهمیت که «اگر زمان ما بود و از بین این همه آقا، یک خانم برنده می شد، خیلی به ما بر می خورد، اما الان این طور نیست»، ادامه داد که شاید اگر دختری آن موقع برنده می شد او را مسخره می کردیم و می گفتیم نهایتا باید بروی کهنه بچه بشوری!!

نمی دانم این حرف ها از سرِ سود بود یا از سرِ سوز

و در ادامه این نکات زننده گفتند شاید اگر آن موقع هم جایی برای دیده شدن بود، خیلی از خانم ها استعدادهایشان شکوفا می شد و…!!!
اصلا نمی دانم غرض و هدف علیخانی از مطرح کردن و پرداختن به چنین حرف هایی چه بود، حتی نمی دانم این حرف ها از سرِ سود بود یا از سرِ سوز، فقط می دانم کسی که جایگاه پر افتخار و ارزشمند و سرشار از ظرفیت و استعداد و صد البته همراه با شکوفایی استعداد زن بودن و مادر بودن را خوب درک کرده باشد، اصلا برای شکوفا شدن استعداد هایش، به برنامه ی عصر جدید و عصر جدید گونه ها به قدر ذره ای هم نیاز ندارد.
البته این حرف هایم به هیچ وجه به معنای مخالفت با حضور امثال خانم جیرفتی در برنامه ی عصر جدید نیست،اما به قول صائب تبریزی «بحر در قطره چه مقدار نماید خود را؟»

پرده ی سوم:
آن شب بعداز اتمام برنامه ی عصر جدید با خودم فکر می کردم که بد نبود اگر همان طوری که ما گهگاه از طریق رسانه ملی مخاطب حرف های آقای علیخانی و علیخانی ها می شویم، گهگاهی هم افکار علیخانی ها، مخاطب حرف های مخاطبین شان شوند، آن وقت شاید با تامّل بیشتری صحبت کنند.

2 دیدگاه‌ها

  1. خیلی خوب بود ؛ به قول رهبری برتری کار مادر در مقابل همه مخترعان و مکتشفان انسان سازی است. بقیه ماده و شی می سازند ولی مادر انسان و این بزرگترین و برترین اتفاق دنیاست.ممنون

  2. چرا باید زن بودن را در مادر بودن خلاصه کنیم؟ یا چرا باید اوج زن بودن را در مادر بودن بدانیم؟ یعنی راه کمال برای همه زنان مجرد جامعه که امکان ازدواج ندارند، بسته است؟
    بهتر نیست انتخاب این که می خواهیم چه استعدادی از وجود خود را شکوفا کنیم را به عهده خود فرد بگذاریم و به انتخاب افراد احترام بگذاریم؟

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید